


نشست کتابخوان مدرسه ای آذر ماه با همکاری آموزشگاه دکتر حاجیلو برگزار گردید.
شرکت کنندگان در نشست و کتب معرفی شده:
رامین بابایی- عطار نیشابوری
امیررضا طالبی- اسم من ونسان ونگوگک است.
میلاد طالبی - چرا چطور چگونه
حسین عزیزمحمدی- پرندگان و پستانداران
علی طالبی- کاغذهای دست ساز
لیلا محمدی- جام جهانی در جوادیه



نشست کتابخوان مدرسه ای آبان کتابخانه شهدای فارسجین با همکاری مدرسه متوسطه شهید مردانی فارسجین برگزار گردید.
شرکت کنندگان در نشست:
فائزه رضایی ، زهرا فرج زاده، فاطمه خلفی، زهرا عزیزی، ژیلا معروفی، لیلا محمدی
کتاب های معرفی شده:
به گزینه شعر پروین اعتصامی(علی موسوی گرمارودی- هرمس)
بیایید داستان بنویسیم(مهدی میرکیانی-نشر طلایی)
زمینلرزه(آیزاک آسیموف-واژه)
تام سایر(مارک تواین –افق)
خلاصه حکیم نظامی گنجوی(غلامحسین ده بزرگی- نشر افکار)
توجیه المسائل کربلا(علی اصغر علوی-دانشگاه امام صادق)




جشن کتابخانه ای تقدیر از برگزیدگان جشنواره رضوی 1397 در کتابخانه شهدای فارسجین برگزار گردید.
در این جشن که در آذر ماه با حضور تعدادی از اعضای کودک و نوجوان کتابخانه برگزار گردید، موضوع سیره رضوی و امر به معروف و نهی از منکر توسط حجه الاسلام صفری امام جماعت مسجد جامع فارسجین مطرح و سخنرانی شد و در پایان از برگزیدگان بخش خانوادگی ، نوجوان و کودک تجلیل به عمل آمد.
در خلال برنامه از نمازگزار برتر نوجوان در حوزه نماز و نمازخوانی آقای محمدهادی خلفی توسط کتابخانه تقدیر شد.

منابع منتخب براي آبانماه:
|
رديف |
عنوان |
ناشر |
مولف |
|
1 |
قصههای شب چله |
اميركبير |
الهام ابراهیمی |
|
2 |
ادب نبوی (دفتراول) |
مصابیح الهدی |
آیتالله حاجآقامجتبی تهرانی |
|
3 |
میرزا کوچک خان |
مدرسه |
غلامرضابكتاش |
|
4 |
سرزمین آرزوها |
سروش |
گروه نويسندگان |
حضور در مدارس برای عضویت رایگان و تبلیغات محیطی:



بازدید ها در طول هفته کتاب از کتابخانه و نمنایشگاه کتاب دایر شده:
بازدی مدسه دکتر حاجیلو:


بازدید مدرسه متوسطه شهید مردانی فارسجین:

بازدید مدرسه متوسطه شهید عزیزمحمدی :

برنامه های فرهنگی اجرا شده:
مسابقه کتابخوانی و قصه گویی:


نشست معرفتی به مناسبت آغاز امامت امام زمان و استفاده از منابع مرتبط در کتابخانه و معرفی آن توسط سرکار خانم کاظمی دبیر محترم مدرسه شهید عزیزمحمدی در جمع بازدید کنندگان:


معرفی کتاب :





مشاعره:



قصه گویی:

مسابقات کتابخانه ای:


جمع خوانی کتاب:


روزنامه دیواری:



تقدیر از برگزیدگان مسابقات هفته کتاب و تقدیر ویژه از کتابخوان برتر نوجوان خانم فاطمه خلیلی (فرزند مهدی ) که به عنوان کتابخوان برتر استانی (با تعداد امانت سالانه بالا ) از طرف اداره کل کتابخانه های عمومی استان قزوین انتخاب شده بودند.


عنوان کتاب:پيتيكو... پيتيكو... و دو داستان ديگر
نويسنده:فرهاد حسنزاده، تصويرگر: علي خدايي
نـاشـر:كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان
تعداد صفحات: 28
«سه داستان با يك كتاب»
بچّهها شما دوست داريد كتابي بخوانيد كه سه داستان زيبا را برايتان تعريف ميكند؟ من كه خيلي دوست دارم؛ پس اگر موافقيد با «پيتيكو... پيتيكو...» و «باددوچرخهسوار» همراه شويم تا از راز «دو لقمة چربونرم»سر در بياوريم.
نخستين داستان كتاب (پيتيكو... پيتيكو...) ماجراي يك كرهاسب كوچك و دوستداشتني است كه در يك قاب عكس طلايي گير افتاده و اصلاً حاضر نيست، آزادياش را با يك خانة طلايي عوض كند و همة تلاشش را براي رهايي از حصار قاب عكس صرف ميكند.
دومين داستان كتاب (باددوچرخهسوار) ماجراي يك باد سركش است كه سوار بر دوچرخه راه ميافتد و از سعت و قدرتش براي تخريب طبيعت و اشياء و آزار افراد و موجودات استفاده ميكند؛ امّا برايش اتفّاقي رخ ميدهد كه علاوه بر اينكه او را متوقف ميسازد؛ برايش يك درس بزرگ دارد.
(دو لقمة چربونرم)، سومين داستان كتاب و ماجراي دو گوسفند مهربان كوچولوست كه علاقة خاصّي به تماشا كردن ابرها دارند؛ آنها يك روز از خطري كه دو ابر شبيه خودشان را تهديد ميكرد، مطلّع شدند و با كلّي زحمت و تلاش دوستان آسمانياش را نجات دادند؛ امّا اين كار خوبشان بيجبران نماند...
با خواندن اين مجموعه داستان خيالانگيز، پرسشهاي و نكات فلسفي تأملبرانگيزي به ذهن كودكان ما خطور ميكند كه شكوفايي ذهني و پرسشگري كودك را در پي دارد.

نام كتاب: محمد صلی الله علیه و آله و سلم مثل گُل بود (8 جلد در يك مجلّد)
نويسنده: غلامرضا حیدری ابهری
ناشر: بوستان فدک
«عطر جاويدان گُل»
وجودش ماية خير و برکت بود؛ آرامش، وقار و سيمای متفکرش او را از همة همسالانش متمايز ميساخت و در راستی و درستی و اداي امانت و مهرباني با ديگران، بیمانند بود؛ از بدو كودكي، رنج يتيمی، روح و جان لطيفش را آزرد؛ اما همچنان مؤدبترين كودك روزگار بود؛ گويا به جاي والدين، پرورانندة نيكوتري به تربيت دُرّ يتيم مدينه همّت گماشته بود كه او را از هر آموزشي بينياز ساخت و امين بزرگوار مكّه، بهترين الگو براي آموزش انسانها در طول تاريخ شد.
مهمترين نياز جامعة اسلامي ما تربیت انسانهايي موحد، مؤمن و معتقد به معاد و آشنا و متعهد به مسئولیتها و وظایف خود در برابر خدا، خود، دیگران و طبیعت است و مسئوليت تربيت چنين انساني؛ پس از خانواده بر عهدة دستگاه فرهنگي آموزش و پرورش است و بر اساس همين نياز، «سند تحول بنیادین آموزش و پرورش» در سال 1390 تصويب و براي اجرا به تمامي مدارس ابلاغ شد.
بيترديد براي اداي اين فريضة مهم آموزشي به الگوي مناسب و جامعالشرايطي نياز داريم كه با بررسي سيره و رفتار رسول اعظم صلی الله علیه و آله و سلم از کودکی تا جوانی و از جوانی تا پيری؛ الگويي شايستهتر از ايشان نخواهيم يافت.
مجموعة «محمد صلی الله علیه و آله و سلم مثل گُل بود»، اثری برای آموزش سبک زندگی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به کودکان است. این مجموعه هر چهار حوزة مدنظر آموزش كودكان در ارتباط با خدا، خود، خَلق (مردم) و خلقت را پوشش ميدهد و در چهل محور اصلی و ملموس سبک زندگی اسلامي را به کودکان میآموزد.
«چرا باید بسم الله بگوییم؟ چرا باید نماز بخوانیم؟ چرا باید دعا کنیم؟ چرا باید قرآن بخوانیم؟ چرا باید مسواک بزنیم؟ چرا باید مرتب حمام برویم و بدنمان را بشوییم؟ چرا باید ناخنهایمان را کوتاه کنیم؟ چرا باید پرخوری نکنیم؟ چرا باید شکرگزاری کنیم؟ چرا باید عجله نکنیم؟ چرا باید نظم را رعایت کنیم؟ چرا باید در کارهایمان مشورت کنیم؟ چرا باید کار کنیم؟ چرا باید در سختیها صبور باشیم؟» ازجمله مهمترين سؤالات كودكانهاي است كه در اين كتاب پاسخ داده ميشود.
بستة فرهنگي «كتابخوان آبانماه» به عطر گُل خوشريحان پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم مزيّن است؛ با مراجعه به كتابخانههاي عمومي در سراسر كشور از آن متنعّم شويد.

عنوان کتاب:هيچكس جرئتش را ندارد
نويسنده:حميدرضا شاهآبادي
نـاشـر:كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان
تعداد صفحات: 142
«قهرمانان»
همة ما در زندگي ترسهايي داريم؛ ترسهايي كه هرچهقدر هم بزرگ باشد گاه ناچاريم در مسير زندگي بر آنها غلبه كنيم و كارهايي انجام دهيم كه «هيچكس جرئتش را ندارد».
«فتّاح» يك نوجوان باهوش و مهربان است كه در كودكي پدر و مادرش را همزمان بر اثر حادثهاي از دست ميدهد و با پدربزرگ و مادربزرگش در يكي از روستاهاي نزديك كرمانشاه زندگي ميكند؛ اهالي روستاي آنها يك ترس بزرگ دارند كه اين ترس براي فتّاح از سايرين بزرگتر است؛ اما حس علاقه و قدرشناسياي كه اين نوجوان دربارة پدربزرگش دارد؛ باعث ميشود با پاي خود به مقابله با اين ترس برود و براي اين كار بر روي كمك و همراهي «حميد» دوست صميمياش نيز حساب باز ميكند و در ادامه قادر و يونس نيز با آنها همراه ميشوند.
داستان اين كتاب كه از زبان يكي از اين نوجوانان دخيل در ماجرا روايت ميشود؛ ماجراي يك جمع روستايي سادهدل و درعینحال غيور است كه همدلانه در كنار يكديگر زندگي ميكنند و با كمبودهايشان صبورانه ميسازند و دلخوشيهاي زيادي دارند؛ امّا اتفاقات عجيبي كه در قلعة بزرگ روستا كه به «قلعة تكيه» معروف است، رخ ميدهد؛ موجب شده آنها ديگر نتوانند مثل سالهاي گذشته مراسم عزاداري امام حسين عليهالسلام و تعزیهخوانی را در آنجا برگزار كنند و از آن بدتر اينكه جرئت ندارند براي برداشتن لوازم تكيه به آن قلعه كه ديگر «قلعة جنّي» نام گرفته، پاي بگذارند و حتّي از نگاه كردن به اطراف قلعه هراس دارند.
اگر بيماري حاجقاسم شدّت نميگرفت و فتّاح آرزوي داشتن دستمال سبز تعزية پدر بزرگ را براي شفاعت در سفر آخرت نميدانست؛ شايد هرگز راز بزرگ قلعه فاش نميشد و داستان ارواح و جنیان خبيث و همدستي ايشان با مزدوران عراقي آشكار نميشد؛ آنوقت نوجوانان داستان ما هم تبديل به قهرماني بزرگ نميشدند.
اگر اهل خواندن داستاني پُرهيجان و خلاقانه هستيد و مايليد خاطرات نوجواناني را بخوانيد كه در شرايط سخت جنگ تحميلي ياد گرفتند؛ چگونه بايد قهرمان واقعي شد و درنهايت راز گنج واقعي و خوشبختي حقيقي زندگي را يافتند؛ براي خواندن «هيچكس جرئتش را ندارد» به كتابخانههاي عمومي مراجعه كنيد و سراغ بستة فرهنگي «كتابخوان آبانماه» را بگيريد.

عنوان کتاب:دعبل و زلفا
نويسنده:مظفر سالاري
ناشر:بهنشر
تعداد صفحات:332
«خوش عاقبت»
گاهي يك عشق زميني، آدمي را تا اوج آسمان پرواز ميدهد و گاه زمين را به بستر جمعآوري هيزم جهنّم تبديل ميسازد.
«دعبلوزلفا»ماجراي عشقي اثرگذار است و سرگذشت«دعبل خزاعي» شاعرمعروفصریح و تيززبان اهل بيت عليهمالسلام است كه در سفري به بغداد با بانويي عفيف و زيبارو كه گرفتار بردهفروشان دستگاه هارونالرشيد است، مواجه ميشود و دل در گرو مهرش مينهد؛ دعبل كه روحيهاي لطيف و خيالي خلاق دارد؛ آن بانوي نجيب را در خيالش «سلما» مينامد و برايش شاعري ميكند و با وجودي كه سلما كنيزي گرفتار است كه به زودي براي فروش به دربار هارون منتقل خواهد شد؛ احساس ميكند باز هم او را ميبيند و بهراستي اينگونه ميشود و به خواست خداوند؛ دعبل با سلماي خيالش كه همان زلفاي حقيقي است، ماجراهايي دارند كه سرنوشت دعبل را زير و زبر ميسازد و او را به عاقبتي خوش رهنمون ميشود.
شخصیتهاي اصلي اين رمان تاريخيداستانيسهشخصیتاند؛دعبلكه گاه تا مرز سقوط در مستي و ميخوارگي و شاعري در وصف طاغوتيان به هواي وصال معشوق زمينياش پيش ميرود و گاه ضمير روشن و ياران هدايتگرش او را تا اوج يك دوستدار راستين و شجاع اهل بيت عصمت سلامالله عليهم پيش ميبرند؛ شخصیت بعدي كه سراسر پاكي و نور است؛ زلفاستکهشخصیتیمثبتداردوشیعهایواقعیاست و نقش بسيار مهمي در هدايت دو شخصيت ديگر دارد. سومین شخصيتابنسیار طبيباستکهبسيار مادیگراستو سرانجام تسليم كرامت ائمه و ايمان زلفا ميشود.
خواندن اين رمان كه با قلمي جذّاب و وقايعي زنده و جاندار روايت ميشود؛ مخاطب را تا آخرين خطوط با اثر همراه ميكند؛ بهگونهاي كه تلخي و شيريني اوقات شخصيتها، كام خواننده را تلخ يا شيرين ميسازد.
مطالعة اين كتاب تاريخيداستاني ازبستة فرهنگي «كتابخوان آبانماه» به همة علاقهمندان به ماجراهاي تاريخي و جذابيتهاي خيالانگيز داستاني توصيه ميشود.
